تبليغاتX
یادداشتهای هفت سالگی
   
یادداشتهای هفت سالگی
پسری در حال و هوای خاک بازی
 
 
 
 
 

سه شنبه چهاردهم فروردین 1386

تعطیلات هم تمام شدعیدخیلی خوب است امسال کلی عیدی گرفتم تازه بابام یک کمی هم به من رانندگی یاددادآخه من عاشق ماشین هستم آن هم باسرعت اماامسال چون همیارپلیس بودم دیگه نمی توانستم به بابام بگویم تندبرودراستی من همیشه ازاین که ماشین کادوبگیرم خیلی خوشم می آیدمامانم می گویدعیدی که آدم توی بزرگی می گیرداصلامزه عیدی های بچگی رانداردنمی دانم چراامافکرمی کنم بزرگترهاازاین بزرگ شدهاندزیادخوشحال نیستندامامن خیلی دلم می خواهدبزرگ شوم .

 
 

Weblog Themes By Pars Theme