تبليغاتX
یادداشتهای هفت سالگی
   
یادداشتهای هفت سالگی
پسری در حال و هوای خاک بازی
 
 
 
 
 

چهارشنبه هجدهم بهمن 1385

کارنامه هایمان رادادندمعدلم بیست شده مامان وبابام خیلی خوشحال شدندمامان گفت خداراشکرکه نمره خوشنویسی رادرکارنامه نگذاشته اندحالاچندروزی است که مادرم خودش بامن خوشنویسی کارمی کندیک کمی هم خوش خط ترشده ام راستی قراراست تابستان بانمایشهای رادیوکارکنم امامن موسیقی راهم دوست دارم شعرعلی کوچولوراهم خیلی دوست دارم ازوقتی یادم هست مامانم این شعررابرای من خیلی می خواندازبابام هم چندتاشعرلری یادگرفته ام که توی مدرسه برای بچه هامی خوانم البته آنهانمی فهمندمن چه می گویم ومن خیلی کیف می کنم حس می کنم اینهایک رازبین من وبابام هستند.

 
 

Weblog Themes By Pars Theme